![]() |
|
|
||||
| « December 2008 | February 2009 | March 2009 » | ||||||
|
|
|
«اگر من به تو بگویم هست به تو چه میرسد. تو ببین، که اگر هست به تو میرسد و از آن برای تو میشود و اگر نیست چیزی از تو کم نمیشود جز تردید تو. تو اگر بتوانی از چشم من ببینی دیگر چه نیازی داری که از دهانم بشنوی. اگر اسرار را یافتی برای تو هست و اگر نیافتی همچنان هست لکن برای تو نیست. اگر تو بگویی که اسراری در کار نیست میشنوم که اسرار را با تو کاری نیست. اگر تو ندیدی، تو ندیدی نه آنکه چیزی برای دیدن نیست.» |
|
|
|
کاروناس؛ همان یک چیزی شبیه به قصرهای شماست. |
|
|
|
من از جایی حرف میزنم |
|
|
|
"اوه، من به خدا ایمان آوردم. و شاید کلیسا هم برم!" |